تبلیغات
عشق و بی وفایی - غریبه شده ای...

نمی شناسمت...

برایم غریبه شده ای...

از روزی که دستهای او را گرفتی...

دستانت با دستهای من غریبه شده...

دیگر نگاهت را نمی شناسم...

گرمای تنت برایم غریبه است...

تو...

از روزی که او را در آغوش کشیدی...

برای من غریبه شدی...

 

دلنوشته ی خودم




طبقه بندی: عاشقاته های من برای او،

تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | 04:41 ب.ظ | نویسنده : تارا تنها | نظرات